خانه / کسب درآمد / مدیریت زمان به سبک دیوید لوئیس – قسمت ۱ – قدرت نه گفتن

مدیریت زمان به سبک دیوید لوئیس – قسمت ۱ – قدرت نه گفتن

دیوید لوئیس از بزرگ‌ترین فیلسوفان تحلیلی نیمه دوم قرن بیستم است. یکی از معروف‌ترین و بحث انگیزترین نظریات او این است که تعداد نامحدودی از «جهان‌های ممکن» انضمامی و از لحاظ علّی مستقلی وجود دارند که جهان ما تنها یکی از آنها است.

در کنار اینکه وی فیلسوف بنامی بود کتاب‌هایی هم در حوزه‌ی مدیریت زمان و مدیریت شخصی نوشته است که به بیشتر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌اند و میلیون‌ها نفر از تکنیک‌های کاربردی‌اش برای مدیریت زمان و افزایش بهره‌وری شخصی استفاده می‌کنند.

در این سری مقاله سری می‌زنیم به روش‌ها و توصیه‌های لوئیس در مورد مدیریت زمان که مطمئنا عمل کردن به آن‌ها می‌تواند بهانه‌ی کمبود زمان‌ را از ذهن هر کسی پاک کند. امروز در قسمت اول سراغ مهارت مهم «نه گفتن» خواهیم رفت و در قسمت‌های بعدی این مجموعه مقاله روش‌های بیشتری را برای مدیریت زمان را ارائه خواهیم کرد.

دیوید لوئیس می‌گویید.

در هر هفته‌ی کاری، هزاران ساعت پُر ارزش توسط غاصب سنگدل زمان از شرکت‌های کوچک و بزرگ به یغما برده می‌شود. هزینه‌ی این دزدی در روز روشن سر به میلیون‌ها می‌زند. تا زمانی که این غاصبان زمان افشا نشوند، زمان و پول‌های نقد در جلوی چشمان شما دزدیده می‌شود.

 

زمان کمیاب ترین منبع است و تا زمانی که آن مدیریت نشود، هیچ چیز دیگری را نمی توان مدیریت کرد.

پیتر دراکر
پدر علم رهبری نوین

مواردی که لازم است « نه » بگویید:

وی تأکید می‌کند:

در شرایط زیر باید درخواست‌ها را رد کنید مگر اینکه دلایل قانع‌کننده‌ای برای پذیرفتن آن‌ها داشته باشید:

موقعیت‌های مهمی که باید « نه » بگویید:

  • زمانی که خواسته نامعقول باشد.
  • زمانی که کار از اولویت کمتری برخوردار باشد.
  • زمانی که از مهارت و دانش کافی برخوردار نباشید.
  • زمانی که عصبانی یا ناراحت هستید.
  • زمانی که لازم نیست شما آن کار را انجام دهید.

به مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم.

« نه » گفتن به درخواست‌های نامعقول

یک درخواست زمانی نامعقول است که:

  • خارج از قوانین استخدامی شما باشد.
  • به حریم شخصی شما تجاوز کند.
  • بدون اجازه وقت آزاد شما را اشغال کند.
  •  برخلاف عالی‌ترین علائق، معیارها یا اعتقادات دینی شما چیزی گفته شود یا عملی انجام گیرد، یا در نهایت چیزی باشد که شما نمی‌خواهید انجامش دهید.

کسانی که از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برند اغلب با هر خواسته غیرمنطقی موافقت می‌نمایند به دلیل اینکه با رد کردن آن درخواست احساس می‌کنند که دوست داشتنی نخواهند بود. در نتیجه با باز کردن درها به روی خواسته‌های غیرمنطقی بیشتر درمی‌یابند که وقت و انرژیشان با کارهای نامربوط و بی‌ربط که با اهداف شخصی و حرفه‌ایشان مغایرت دارد، بر باد می‌رود.

به محض اینکه به فرد سریع‌الوصولی معروف شوند، هر کسی کارهای ناخواسته خود را روی میزش تلنبار می‌کند. خیلی طول نخواهد کشید که مجبور می‌شوند اولین کسی باشند که به اداره می‌آید و آخرین کسی که آنجا را ترک می‌کند و حتی یک لحظه هم وقت آزاد نداشته باشند که به کار خودشان بپردازند.

اگر بسیاری از مشکلات ما ناشی از گفتن بله در زمانی است که باید نه بگوییم، بی‌شک بسیاری از مشکلات هم از نه گفتنی حاصل می‌شود که آن را به گونه‌ای بد می‌گوییم.

ویلیام یوری
نویسنده آمریکایی

بعضی چنین استدلال می‌کنند که جواب « بله» دادن به آن‌ها کمک می‌کند تا به هدف محبوب‌تر شدن که برای شخصیت و حرفه‌شان بسیار مهم است دست یابند و با تظاهر به اینکه عضو علاقه‌مندی در گروه هستند دورنمای شغلی خود را بهتر کنند.

مشارکت با همکاران، خوبی کردن، به خصوص که دیگران احساس دین کنند و افزایش دادن تجربه حرفه‌ایتان با چالش‌هایی که با کار می‌کنید همه می‌توانند دلایل سازنده‌ای برای قبول کارهای اضافی باشند.

اما مشهور شدن به فردی که شب و روز در اداره جان می‌کند چیز زیادی عایدتان نمی‌کند.

اگر می‌خواهید در کارتان موفق شوید نه تنها لازم است
به دیگران احترام بگذارید بلکه باید به خود نیز احترام بگذارید.

لوئیس اشاره می‌کند:

کسانی که از روی فروتنی خواسته‌های غیرمنطقی دیگران را می‌پذیرند به ندرت توسط رؤسای خود مورد احترام واقع می‌شوند. در نهایت از دست دادن عزت نفس تأثیر معکوسی بر دورنمای ترقی شما خواهد گذاشت. خیلی طول نخواهد کشید که شما خود را و همینطور همکارانتان شما را فردی ضعیف و بی‌اراده می‌پندارند که هدفی جز خرابکاری ملال‌آور ندارد.

هر چه بیشتر به درخواست‌های غیرمنطقی که ابزار می‌شود پاسخ منفی دهید، احساس گناه یا اضطرابی که از این کار ممکن است حس کنید کمتر می‌شود.

هر گاه خواسته‌ای آشکار غیر منطقی است، رد کردن آن نیازی به توضیح یا عذرخواهی ندارد. فقط بگویید: «من نمی‌توانم این کار را انجام دهم». در صورتی که طرف مقابل اصرار ورزید، مجدداً آن را تکرار کنید و امتناع خود را مصممانه و مؤدبانه بدون حالت تهاجمی یا دفاعی ابراز کنید.»

به این روش شیوه‌ی «صفحه‌ی خط دار» می‌گویند. این کار حتی شما را در مقابل بسیاری از افراد، که مصرانه وقت تلف می‌کنند، حفظ می‌کند. زیرا، بر خلاف حالاتی که با دل‌شکستگی یا عذرخواهی ادا می‌شود برای طرف مقابل هیچ‌گونه موقعیتی برای تحمیل خواسته‌اش باقی نمی‌گذارد.

جایی که درخواست در مرز بین معقولانه بودن یا نبودن قرار دارد، توضیحات بیشتر – البته بدون عذرخواهی – ممکن است به روشن شدن موضوع کمک کند. در صورتی که با حالات مظلومانه جواب « نه » بدهید، طرف مقابل مطمئناً شروع به اعمال فشار بیشتری می‌کند.به ویژه اگر شما در گذشته، فرد حرف گوش کنی بودید و  به دیگران فرصت می‌دادید که بدون چک و چانه جواب مثبت را از شما بگیرند.

جواب‌های عذرخواهانه در حقیقت به دیگران می‌گوید: «اگرچه من نمی‌خواهم این کار را انجام دهم. اما هنوز می‌خواهم که تو مرا دوست داشته باشی. پس تو می‌توانی با اعمال فشار عاطفی نظر مرا تغییر دهی».

یکی از ترفندهای آن‌ها ایجاد احساس گناه در شماست:
 «به خدا این بی‌معرفتی است، تو بارها به من کمک کرده‌ای من همیشه روی کمک تو حساب می‌کنم»…

در بسیاری از مواقع، خواسته‌های غیرمعقولانه و غیرمنطقی در نوع خود خیلی هم غیرمنطقی نیستند؛ اما نسبت به کاری که در دست اجرا دارید، دارای اولویت کمتری هستند. اگر با این گونه تقاضاها از طرف همکاران یا کارمندانتان روبرو شدید، یک راه حل دیگری پیشنهاد کنید که بتوانید آن کار را در وقت و زمان مناسبی که برایتان مقدور است انجام دهید.

هرگاه این گونه تقاضاها توسط مقامات بالاتر صورت گرفت باید صدای اعتراض خود را با مهارت بیشتری به گوش آن‌ها برسانید.

یک شیوه می‌تواند این باشد چیزی شبیه این بگویید:

«در زمان حاضر من به این کاری که در دست اقدام دارم اولویت بیشتری می‌دهم، به خاطر دلایل زیر( دو سه دلیل بیاورید)، بعد از آن قصد انجام این کار را دارم( دو کار دیگری را که اولویت بیشتری دارند مطرح سازید) خوب شما مایلید کدام را کنار گذارم یا به عقب بیندازم تا تقاضای شما را اجرا کنم؟».

در این نقطه، رئیس شما برای انجام تکالیف جدیدی که بر عهده‌ی شما می‌گذارد فرصت بیشتری می‌دهد و یا اگر تأخیری در مورد کارهای اولویت‌دار و مهم شما روی داد مسئولیتش به گردن خودش خواهد بود.

سّر راز « نه » گفتن در ابراز قاطعانه آن است.مؤدب ، قاطع و مصّر باشید. اگر دیگران با عصبانیت، ناراحتی، بداخلاقی یا مخالفت واکنش نشان دادند زیاد توجه نکنید. به انگیزه‌ی این واکنش‌ها نگاه کنید. آن‌ها شکل‌های مختلفی از حق سکوت عاطفی است که برای متقاعد کردن و تغییر نظر شما طراحی شده است.

دیوید لوئیس به ما توصیه می‌کند: ا

گر یک درخواست بر خلاف باورهای دینی یا اخلاقی شما باشد و به حریم شخصی شما تجاوز کند یا خواسته غیر مشروعی باشد حتی اگر با خشم رئیستان مواجه شدید باید از قبول آن سر باز زنید. با قبول این نوع درخواست‌ها در خود احساس فشار روحی و عناد فزاینده‌ای خواهید کرد.


 

 


لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

بهترین تکنیک های هدف گذاری به روش آنتونی رابینز که کمتر کسی از آن‌ها خبر دارد

همه ما هدف‌های کوچک و بزرگی در سر داریم. برای رسیدن به این اهداف باید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *