خانه / کسب درآمد / از ضمیر ناخودآگاه تان استفاده کنید و امپراتور زندگی‌تان باشید!

از ضمیر ناخودآگاه تان استفاده کنید و امپراتور زندگی‌تان باشید!

همه ما نام ضمیر ناخودآگاه را شنیده‌ایم. در دوران تحصیل و زندگی شاید مطالب پراکنده‌ای در موردش خوانده باشید یا اینکه فقط بدانید در مغز هر انسانی چنینی چیزی وجود دارد. اما معمولاً ما نمی‌دانیم که ضمیر ناخودآگاه دقیقاً چیست، چه کاری انجام می‌دهد و یا چطور باید آن را مدیریت کرد.

حقیقت این است که ضمیر ناخودآگاه یک متحد قدرتمند برای شما در طول زندگی‌تان خواهد بود اگر آن را پرورش داده و از آن استفاده کنید. با این حال اگر ضمیر ناخودآگاه را به حال خودش واگذار کنید می‌تواند زندگی شما را به مسیرهای نامطلوب هدایت کند.

 

ضمیر ناخودآگاه یک چیز خیالی نیست و بخش جدایی ناپذیر از وجود شماست و می‌تواند به شما کمک کند که چطور قدرت مخفی شده درون خود را استخراج کنید. در واقع ضمیر ناخودآگاه مانند یک ابر رایانه بزرگ درون مغز شماست و قرار است تا کمک کند شما بتوانید تجربیات زندگی خود را تجزیه و تحلیل کنید و سپس بهترین مسیرها و انتخاب‌ها را برای ادامه زندگی انجام دهید.

در واقع اگر بخواهیم بهتر توضیح دهیم باید این‌گونه بگوییم. شما در طول زندگی خود باورهای خاص اندیشه و عادت‌هایی رفتاری را به صورت اتوماتیک برنامه‌ریزی کردید و زندگی‌تان را به طور ناخودآگاه در آن مسیر پیش می‌برید. درست مانند عادت‌های رفتاری، تفکراتی که دائم در ذهن شما تکرار می‌شوند به تفکرات ذهنی ناخودآگاه شما تبدیل می‌شوند.

درواقع همان‌طور که شما به طور مستمر از یک مدل کفش، کروات و رنگ خوشتان می‌آید. به همان صورت هم به طور مستمر یک مدل فکر می‌کنید و ذهن شما درگیر یک مدل فکرهای خاص است. این همان چیزی است که به آن ضمیر ناخودآگاه میگویند. گویی ذهنتان توسط عادت‌های فکری و رفتاری کدهای را دریافت کرده که بر اساس همان‌ها ادامه زندگی شما را می‌سازد و حرکت می‌کند. چه این موضوع را بدانید و چه ندانید.

 

» قدرت تکرار برای در دست گرفتن کنترل ضمیر ناخودآگاه

تکرار عادت را ایجاد می‌کند. این عادت‌های ذهنی با نظرات و حرف‌هایی که از جهان پیرامون و افرادی که برای شما مهم هستند شنیده‌اید، ترکیب می‌شوند. سپس آن‌ها با تجربیاتی که درباره همان موضوعات در زندگی داشتید مخلوط شده و شبکه بسیار پیچیده‌ای را در ذهن شما خلق می‌کند که سرانجام به ضمیر ناخودآگاه شما منجر می‌شود.

» راستی راست مغز هستید یا چپ مغز؟ به کمک این تصاویر خیلی سریع بفهمید

اما ضمیر ناخودآگاه شما هیچ تفکر خلاقانه‌ای را انجام نمی‌دهد. این شغلش نیست! حتی نمی‌تواند تفاوت بین تخیل و واقعیت را تشخیص دهد. هر موضوعی که شما بیشتر به آن فکر می‌کنید و یا هر چیزی که بیشتر از همه آن را تصور می‌کنید و در ذهن خود آن را پرورش می‌دهید درواقع مانند نرم افزاری می‌شود که روی ویندوز خود نصب می‌کنید. همه آن‌ها برنامه‌ای می‌شوند که شما روی ضمیر ناخودآگاه خود قرار می‌دهید.

پس متوجه شدیم که کار ضمیر ناخودآگاه، ذخیره کردن، سازماندهی و تفسیر داده‌هایی است که از طریق تفکر وارد ذهن خود می‌کنید. در مرحله بعد ضمیر ناخودآگاه کمک می‌کند تا شما مسیر زندگی خود را به سمت چیزهایی ببرید که بیشتر به آن فکر می‌کنید و در ذهنتان تصور می‌کند. در واقع شما را به سمت آن‌ها جذب می‌کند.

 

نکتـــــــه:

اگر یادتان باشد بحث‌های زیادی درباره قانون جذب و غیره در مجامع مختلف از جمله در میان روشنفکران و حتی مردم معمولی که می‌خواهند به آرزوهایشان برسند می‌شود. آن‌ها به غلط موضوع را دریافته‌اند. مردم فکر می‌کنند قانون جذب این‌گونه کار می‌کند که اگر به هرچیری فکر کنند مثل آهن ربا جهان آن چیز را تقدیمشان خواهد کرد. نخیر چنین نیست.

درواقع اصل موضوع این است که زمانی که شما دائماً چیزی را تصور کنید و به آن فکر کنید، این موضوع در ذهن شما وارد شده و به بخش مهمی از ضمیر ناخودآگاه شما تبدیل می‌شود. حالا ضمیر ناخودآگاه مأموریت پیدا می‌کند که شما را به سمت آن چیز سوق دهد. حتی بدون اینکه شما برنامه‌ریزی خاصی برای آن انجام دهید. حالا اگر فرد هوشمندی باشید از این قدرت ضمیر ناخودآگاه برای رفتن به سمت هدف و به دست آوردن آن استفاده خواهید کرد.

مشکل ما در ضمیر ناخودآگاه زمانی رخ می‌دهد که برنامه‌نویسی معیوبی برای آن انجام می‌دهیم. مثلاً زمانی که دائم به خودمان میگوییم نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم، من از پس این کاربر نمی‌آیم، من موفق نمی‌شوم. وقتی شما چنین جملاتی را دائم تکرار می‌کنید بدون اینکه متوجه شوید به نقطه‌ای می‌رسید که این کلمات به باورهای عمیق در ناخودآگاه ذهن شما تبدیل می‌شوند. این به شما کمک نمی‌کند و حتی شرایطی را برای شما ایجاد می‌کند که واقعاً این عدم توانایی‌ها در انجام کارها به واقعیت بپیوندد.

به هر حال ضمیر ناخودآگاه، تحت تأثیر فیلترهای ذهنی قرار می‌گیرد که اغلب توسط افکار پیشین شما ایجاد شده‌اند و در ضمیر ناخودآگاه شما ذخیره گردیده‌اند. ضمیر ناخودآگاه مانند یک کامپیوتر است و داده‌ها را می‌گیرد.

او یک قاضی نیست که قضاوت کند شما می‌توانید این کار را انجام دهید یا نمی‌توانید. درواقع وقتی یک موقعیت به وجود می‌آید بر اساس داده‌های قبلی به شما جواب می‌دهد. وقتی شما دائماً قبلاً به خودتان تلقین کرده باشید که شما نمی‌توانید شنا کنید. اگر باز هم در موقعیت شنا قرار بگیرید ضمیر ناخودآگاه فوری می‌گوید ” شما نمی‌توانید شنا کنید” او به شما نمی‌گوید که “ شما با تمرین می‌توانید شنا کنید“. این درواقع مشکل اصلی در ضمیر ناخودآگاه است.

اما اگر شما یاد بگیرید که به ضمیر ناخودآگاه خود مسلط باشید و آن را تحت تأثیر تفکرات، تصورات و تکرارهای خوب قرار دهید، از آن سمت خروجی که به شما می‌دهد سرشار از راه‌های درست و نتایج مثبت است. درواقع زمانی که شما کنترل کاملی روی ضمیر ناخودآگاه خود داشته باشید می‌توانید به بهترین شکل ممکن در مسیری که دوست دارید حرکت کنید.

 

آغاز تسلط بر ضمیر ناخودآگاه

حرکت فیزیکی، افکار و احساسات شما چیزی نیست به‌جز ارتعاش انرژی. این اساساً به این معنی است که اندیشه شما می‌تواند یک انرژی باشد، پس این انرژی قادر است که بر هر چیزی تأثیر بگذارد. پس اینجاست که باید مراقب باشید که:

  • در ذهن خود از چه می‌ترسید
  • به چه چیزی اعتقاد دارید
  • به چه چیزی فکر می‌کنید
  • چه چیزی به خودت میگویید
  • چه چیزی در ذهن شما می‌گذرد وقتی به یک ایده جدید فکر می‌کنید

در بیشتر مواقع ما از گفتار درونمان آگاه نیستیم– ما روزمان را به صورت اتوماتیک شروع می‌کنیم و پیش می‌بریم. بیشتر اقدامات و تفکرات درون ذهن ما چیزی جز اطلاعاتی که از ناخودآگاه ما بیرون می‌آید نیستند. بله در نگاه اول ضمیر ناخودآگاه زندگی را ساده‌تر می‌کند.

مثلاً فکر کنید اگر ضمیر ناخودآگاه نبود ما هر بار برای نحوه پوشیدن کفش‌های خود هم باید فکر و تمرکز می‌کردیم تا آن را انجام دهیم. اما ضمیر ناخودآگاه بیشتر کارهای روزمره ما را به صورت اتوماتیک انجام می‌دهد.

پس به زبان ساده، ضمیر ناخودآگاه انرژی ما را به صورت اتوماتیک هدایت می‌کند و حالت بدبینانه‌اش این است که انرژی ما را به صورت خودکار در کارهای روتین روزمره و تکراری هدر می‌دهد. البته ضمیر ناخودآگاه مقصر نیست زیرا برای انکار و درواقع کمک کردن به انسان طراحی شده است. اما مشکل از آنجایی به وجود می‌آید که انسان به ضمیر ناخودآگاهش توجه نمی‌کند. آن را رها کرده تا او را پیش ببرد.

درحالی‌که افراد بزرگ دائم روی ضمیر ناخودآگاه خود کنترل دارند. بهتری روش کارشان هم این است. آن‌ها ورودی‌هایی صحیحی به ضمیر ناخودآگاه می‌دهند. مراقب تفکراتشان هستند، ذهن خود را از آلودگی‌ها پاک می‌کنند، کتاب می‌خوانند، خودشان را پرورش می‌دهند. دائم به تفکرات خوب فکر می‌کنند اعتماد به نفسشان را بالا می‌برند و هر کاری که مثبت است را پی می‌گیرند.

با این روش آن‌ها ورودی‌های مثبت تحویل ضمیر ناخودآگاه می‌دهند و از آن‌طرف نیز ضمیر ناخودآگاه به صورت اتوماتیک آن‌ها را به سمت اتفاقات خوب، حرکت‌های صحیح، انتخاب‌های درست و درنهایت رؤیاهای آن‌ها پیش می‌برد.

 

» ضمیر ناخودآگاه خود را از طریق تمرینات هدایت کنید

اگر شرایط به نفع شما نیست به این خاطر است که شما در جهتی عمل کرده‌اید که ذهن شما به شما دستور داده است و به صورت خودکار زندگی شما به این نقطه هدایت شده است. اما اگر شما از صحبت‌های درون ذهن خودتان آگاهی پیدا کنید می‌توانید برنامه جدیدی را آماده کنید که کل زندگی شما را تغییر دهد.

این می‌تواند ترسناک و هم‌زمان هیجان انگیز باشد، برای رسیدن به اینکه چگونه یک تفکر قدرتمند داشته باشم باید فکر خود و صحبت‌های درون ذهنتان را روی علاقه‌های خود تنظیم کنید. برای شروع از گفته جملات مثبت و خوش‌بینانه به خودتان آغاز کنید. “ من اگر سعی کنم می‌توانم“، “من با تلاش حتماً موفق می‌شوم” و ….

همین سبک افکار را آنقدر ادامه دهید تا به عادت‌های شما تبدیل شوند، در طول گذر زمان این عادت‌های جدید جایگزین عادت‌های منفی و قدیمی خواهند شد و ضمیر ناخودآگاه نیز به طور اتوماتیک از آن‌ها برای پیش برد زندگی شما استفاده خواهد کرد. دانستن عملکرد عادت‌های زندگی‌تان را بسیار ساده‌تر می‌کند در این مقاله همه‌چیز را در مورد عادت‌ها بدانید.

این تغییرات از درون شما آغاز می‌شود و در نهایت به تغییرات بنیادی در رفتار، مسیر و زندگی شما منجر می‌شود. بعد از این است که شما قدرت پیدا می‌کنید تا شغل خود را عوض کنید، به برخی روابط پایان دهید و مسیر موفقیت را در پیش بگیرید.

از مدیتیشن نیز استفاده کنید. مراقبه بهترین راه تبدیل کردن تصورات ذهنی به باورهای عمیقی است که بعدها به واقعیت‌های قابل لمس تبدیل می‌شوند. تمرین مدیتیشن به صورت روزانه می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد. این کار سبب می‌شود تا آگاهی شما نسبت به جهان درونتان بالا برود، ذهن خود را اداره کنید و برنامه‌ریزی جدیدی بر ضمیر ناخودآگاه خود داشته باشید.

در پایان باید گفت که جهان بیرونی که شما از زندگی خود ساخته‌اید، در واقع آینه‌ای است از چیزی که درون ذهن شما وجود دارد. هر زمان که موفق شوید درون خود را کنترل و مدیریت کنید.


در همین زمینه بخوانید:


لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

راهنمای کامل برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه برای رسیدن به اهداف بزرگ در زندگی

ذهن ناخودآگاه انسان یکی از مهم‌ترین فاکتورهای وجودی درون مغز ماست که می‌توان آن را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *